تبليغاتX
عشق در چند کلام...
( یا علی گفتیم و عشق آغاز شد )

سلام بچه ها

ببخشید چند وقت نیومدم....امروزم واسه یکی از دوستای گلم به نام ساسان نرم افزار Hichatter آپ کردم که گذاشتمش اینجا همه استفاده کنن....فقط کافیه بری توش و یه ایدی بسازی و بری داخل روم های ایرانی و لذت ببری.....واقعا از یاهو بهتره.....اگه امدی تو روم منم بیا....در ضمن فکر میکنم این آخرین آپ من باشه تا ۲ سال دیگه  آخه می خوام برم سربازی چه خوشی بگذره سربازی

اسم رومم____ JeNaYaT ____

اینم لینک دانلودش :

http://www.4shared.com/file/54882424/a92da762/HiChatter_Setup427.html

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 19:45  توسط بابک  | 

سلام بچه ها . امیدوارم حالتون خوب باشه.

این دفعه واستون یه عالمه تم برای

گوشی های نوکیا سری N و سونی اریکسون گذاشتم.

هیچ جای دنیا به این کاملی پبدا نمی کنی !

این ماله نوکیا   http://www.4shared.com/file/50525407/9da4838f/Theme_n95.html

اینم ماله سونی اریکسون  http://www.4shared.com/file/50525838/2f2c34b9/Themek810.html

برین حال کنین !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 11:59  توسط بابک  | 

سلام بچه ها

امروز واستون یه عالمه آهنگ واسه زنگ موبایل گذاشتم.

(بنا به در خواست داداش محسن گل)

از اینجا دانلود کنید :   http://www.4shared.com/file/49710089/d148e2f8/ZANG.html

به اضافه فونت برای ویستا.

(به خاطر دختر گلی که دنباله تلفن بازی نیست به نام الناز)

از اینجا دانلود کنید :   http://www.4shared.com/file/49710134/4dcf2db9/font.html

این آهنگ رو دانلود کنین حال کنین.

(اینم واسه اونی که یه آهنگ ازش خواستم بهم نداد.)

از اینجا دانلود کنید :   http://www.4shared.com/file/49710302/8c050f21/shokolat.html

بچه ها من نمیدونم چه جوری ما میایم به هم سر میزنیم و از هم چیزی میگیریم اما اصلاً همدیگرو نمیشناسیم.اگه موافقین برای اینکه با هم آشنابشیم آیدی منو اد کنین.من ۲۴ ساعت آنلاینم.

اینم ایدی منه:  Nicebaby_20002000

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 15:26  توسط بابک  | 

سلام بچه ها

امروز واستون چند تا Wallpaper مخصوص گوشی های سونی اریکسون و به ویژه مدل K810 گذاشتم که به صورت ZIP هست و نیازی به این نیست که دونه دونه دانلود کنین.اگه چیزی واسه گوشی خواستین تعارف نکنین بگین واستون میذارم.

http://www.4shared.com/file/49353035/47ae3c20/K810.html

فقط کافیه رو لینک کلیک کنی و تو صفحه ای که باز میشه Download file را بزنی.

دستم درد نکنه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 10:11  توسط بابک  | 

و آنگاه که زیر شکنجه ی حرفهای سردت بودم و هر لحظه این سرما روح گرمم را می افسرد ایمان داشتم که دوستت دارم ... ولی لب به سخن نگشودم و تمام حرفهایت را شنیدم ... تا آخرین کلمه ... گمان مکن نگاههای سردت کوچکترین تردیدی بر من وارد کرد .... چون من این نگاهها را دوست داشتم .... این چشمها را دوست داشتم ... حرفهایت که تمام شد ... باز هم ایمان داشتم که دوستت دارم و لکه ی اشکی که از چشمت چکید .... بر ایمانم افزود ... دوستت دارم فرشته ی روزهای تنهایی من به اندازه ی تمام اشکهایی که برایت ریختم ....

شکنجه

 

سلام بچه ها.شاید واستون تکراری باشه اما من دوستش دارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 20:55  توسط بابک  | 

سلام بچه ها

اینم دوتا آهنگ جدید محسن چاوشی به نام صندلی داغ و تئاتر زندگی.واسه دانلود برو ادامه مطلب.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 9:27  توسط بابک  | 

حالا دیگه تو رو داشتن خیاله                    دل اسیره آرزوهای محاله

غبار پشت شیشه میگه رفتی                  ولی دلم هنوز باور نداره 

 

من که دیگه تنها شدم.اونی که میخواستمش تنهام گذاشت.واسه همین از عشق بدم اومد.شاید علیرضا و فاطمیا راست میگن که عشق باید به (خدا)باشه.پس از الان عاشقتم خداجون و امیدوارم هرگز تنهام نذاری.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:16  توسط بابک  | 

تنها ترین من               تنها نذار منو

 

میخوام بزنم تو یه خط دیگه.دیگه از هرچی عشقه بدم اومد.

حداقل یه نظر بدین از این به بعد چی بنویسم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:35  توسط بابک  | 

سلام بچه ها.بعد از ۲ سال دوباره اومدم.واستون زود به زود آب دیت میکنم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:5  توسط بابک  | 

هرروز که از خواب بلند ميشدم يکي رو شونه هام دست ميذاشت و ميگفت دوست دارم

ولي امروز کسي نيست که منو از خواب بيدار کنه که بگه دوست دارم

خورشيد مثل هر روز نيست که با غرش نورش منو نگاه کنه به من بگه که يکي دوست داره

ولي من که عاشق بودم من که دوسش داشتم چرا منو تنها گذاشت مگه خودش به من نميگفت که دوسم داره مگه خودش نبود که ميگفت هيچ وقت تنهام نميذاره پس چي شد اون همه احساس

حتما يکي ديگه بوسه ي لبهاشو ميچينه آخه مگه من واسش اون همه بيچارگي نکشيدم ؟ اينه جوابم ...آره حتما اينه جوابم
جواب عشق نامردي نيست عزيزم
بدجوري خوردم کردي .



گاهي سخته گفتن اون چيزي که درون ماست
گاهي سخته قبول اينکه عاشق شدي
گاهي سخته قبول اينکه دلت ديگه مال خودتت نيست
مال اونيه که وقتي مي بينيش مي خواي که هر چي داري به پاش بريزي تا فقط يه لحظه فقط يه لحظه اونو فقط و فقط براي خودتت داشته باشي
گاهي سخته باور اينکه اوني رو که مي خواستي براي هميشه تنهات گذاشته
گاهي سخته باور اينکه  ديگه اونو نبيني
گاهي سخته قبول اينکه ديگه اميدي براي زنده بودنت نداري
گاهي سخته قبول اينکه تموم لحظه لحظه زندگيت پوچ بوده
گاهي سخته اينکه قبول کني که تو هم شکست خوري
گاهي سخته قبول اينکه دل تو هم شکسته
گاهي سخته که لحظه هات رو فقط با خيلات اون پر کني نه با حضورش
گاهي سخته خاطراتت رو مرور کني وقتي مي دوني که آخرش بدجوري تلخه بدجوري دلت رو مي سوزونه
گاهي سخته قبول اينکه دنيات پر از آدمايي شده که حضورت رو احساس نمي کنن
گاهي سخته قبول اينکه احساست بهت دروغ گفته
گاهي سخته خيلي سخته  قبول اينكه... اين كه تنهام گذاشتي


براي تو
و
براي چشماي تو
آن چشماني که من تا قيامت دربه در کوچه هاي تاريکش خواهم ماند
براي تويي که روزگاري تنها بهانه نفسهاي بي صداي من در وادي بي کسي هام بودي
براي تو که تمامي کهکشان عشق را با نام تو و اسم قشنگ تو شروع کردم
اي عزيزترينم براي تو مي نوسيم
فقط تو
گرچه تو نيستي
نماندي
اما ياد تو، خاطره تو، تا ابد در سينه من، قلب من ،ذهن من، روح من، پابرجاست .



امروز حرفي كه مدتها ته گلوم گير كرده بود به يه نفر كه خيلي دوسش داشتم گفتم.

 (شك نكن كه خودتي  بهاره جان)



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 0:10  توسط بابک  | 

پسربه دخترگفت : دوستم داري؟

اشك ازچشماي دخترجاري شد، مي خواست بره كه پسردستشوگرفت واشكاشوپاك كردوگفت : اگه دوستم نداري اشكال نداره مهم اينه كه من دوستت دارم وطاقت ديدن اشكاتوندارم... دخترسرشوپايين انداخت و گفت : ميدوني چيه؟ من دوستت ندارم.

 من...

من بدجوري عاشقت شدم.

پسردستاي دخترورها كرد و باقيافه اي غمگين ازدخترجداشد.دخترفرياد زد :

مگه دوستم نداري؟

چرا داري ميري؟

پسرجواب داد:چون دوستت دارم مي خوام تنهایت بذارم... .

 


کاش مي ديدم چيست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاريست!

صداي قلب تو را ،پشت آن حصار بلند هميشه مي شنوم من در آن لحظه که صداي موسيقي احساس تو را مي شنوم برگ خشکيده ي ايمان را در پنجه باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز!

 نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر مي بينم.....

کاش مي گفتي چيست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاريست.

عشق در چند کلام یعنی : بهاره جونم

 

بهاره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 1:28  توسط بابک  | 

بابك

اگه بزرگش را ميخواي برو ادامه را نگاه كن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 0:21  توسط بابک  | 

Love Comes Again

 

 ((ظلمت شكافت،زهره را ديدم و به ستيغ بر آمديم

آذرخش فرود آمد.و ما را در نيايش فرو ديد.

لرزان گريستم،خندان گريستم

رگباري فرو كوفت: از در همدلي بوديم.

سياهي رفت.سر به آبي آسمان سوديم.در خور آسمانها شديم

سايه را به دره رها كرديم.لبخند را به فراخناي تهي فشانديم.

سكوت ما به هم پيوست و ما ...... ...... ما شديم.

تنهايي ما تا دشت طلا دامن كشيد.

آفتاب از چهره ي ما ترسيد.

دريافتيم و خنده زديم.نهفتيم و سوختيم.

هرچه با هم تر، تنها تر

از ستيغ جدا شديم:

من به خاك آمدم و بنده شدم.تو به بالا رفتي و خدا شدي

نور را پيموديم.دشت طلا را در نوشتيم

افسانه را چيديم و پلاسيده فكنديم

كنار شن زار،آفتابي سايه دار،ما را نواخت.درنگي كرديم

بر لب رود پهناور رمز،روياها را سر بريديم

ابري رسيد و ما ديده فرو بستيم

هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداهاي من

قاصدك خوش خبرم روزهاست كه نيامده

و من در پشت پنجره ي تنهايي تو را مي خوانم و خاطراتت را.

خواهم ماند تنها در انتظار تو ...

چرا نوشتم در، برگ تنهايي ام براي تو. نمي دانم ....

روزي خواهي آمد مي دانم ...

گريان نمي مانم ...

خندان براي ورودت اي ((  عشق  ))

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 15:49  توسط بابک  | 

اینم یه نرم افزار که خودم خوشم اومد.واستون گذاشتم.

برای فرستادن شکلک های یاهو مسنجر

البته شکلک های جدیدش

واسه دانلود برو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 10:40  توسط بابک 

بگذار که در حسرت ديدار بميرم... در حسرت ديدار تو بگذار بميرم...

دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم...

بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بميرم...

بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم...

ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم...

تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم

 

مرگ

 


خداحافظي براي تو چه آسون بود. ولی قلب  من از اين واژه لرزان بود.

 خداحافظ براي تو فقط رفتن... براي من ولی اين رفتن جان بود

 

رفتن

 


بهش گفتم منو چقدر دوست داري؟ گفت: اندازه جوهر خودکارم. گفتم خيلي نامرديه.

آخه جوهر خودکارت که يه روز تموم ميشه. يه لبخندي زد و گفت: خودکارم اصلا جوهر نداره


اگر کليد قلبي رو نداري  قفل نکن.

به چشمان کسي نگاه نکن  اگه دروغ خواهي گفت.

به کسي سلامي نده  اگه خداحافظي در پيش است.

دست کسي را نگير اگر رها خواهي کرد.

به کسي نگو دوستت دارم اگر ديگري در فکرت هست... .

 

عشق دوم


آمدی چه زيبا!

گفتم دوستت دارم،چه صادقانه!

پذيرفتی چه فريبانه!

آغوشم برايت باز شد،چه ابلهانه!

 با تو خوش بودم ،چه کودکانه!

همه چيزم شدی،چه زود!

به خاطر يک کلمه مرا ترک کردی ،چه ناجوانمردانه!

نيازمندت شدم،چه حقيرانه!

واژه‌ي قريب خداحافظ به ميان آمد ،چه بی رحمانه!

 و من سوختم، چه عاشقانه!

 ولی...هنوزم دوستت دارم عزيزم


روزي مردي عقربي را ديد که درون اب دست و پا مي زند.او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد،اما عقرب او را نيش زد . مرد باز سعي کرد تا عقرب را از اب بيرون بياورد،اما عقرب بار ديگر او را نيش زد.رهگذري او را ديد و پرسيد:"براي چه عقربي را که نيش مي زند،نجات مي دهي."مرد پاسخ داد:"اين طبيعت عقرب است که نيش بزندولي طبيعت من اين است که عشق بورزم.چرا بايد مانع عشق ورزيدن شوم فقط به اين دليل که عقرب طبيعتا نيش مي زند؟

(حالا اگه من دستمو تا شانه ام توي عسل كنم.بازهم تو گاز ميگيري)

 


وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است و راست راست توي خيابان راه مي رود عشق نشسته است کنار خيابان , کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند و مرگ , در قالب دخترکي زيبا , گلهاي رز زرد مي فروشد !

 


جان مادرت اين دفعه نظر بده كه من دارم كم كم نااميد ميشم


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 0:19  توسط بابک  | 

 این چند تا شعر هم از بهاره خانم گل

تورا دوست دارم اما هرگز به تو نميگويم كه دوستت دارم

تورا دوست دارم ولي هرگز براي تو گريه نميكنم

تورا دوست دارم ولي هرگز جلوي تو زانو نميزنم

از عشق تو ميميرم ولي هرگز نميگويم به خاطر تو مردم

 

بابك

 


خدارا دوست دارم چون به من زندگي ميدهد

زندگي را دوست دارم چون تورا به من داد

تورا دوست دارم چون اگر نباشي من هم نيستم

بابك

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 14:47  توسط بابک  | 

ديگه تو چشماي من چيزي نمونده از نگاهت            نيستي توي اين خونه نميپيچه زنگ صدات

نفسهام كم ميارن اسم تو توي لحظه هام                  حتي توي ذهن من خالي جاي طعنه هات

 

دوست دارم يه عالمه        هرچي بگم بازهم كمه

صداي خنده هاي تو براي من يه مرهمه

 

دوست دارم يه عالمه        قلبم واسه تو ميزنه

صداي دلنشين تو سكوت غم را ميشكنه

 


 

اينو مي خوام بدوني                                توي دستت اسيرم

اسير اون نگاهت                         از عشق تو ميميرم

اي كه برام خدايي            نذار تنها بمونم

تو اين ديار غربت                        از بي كسي بخونم

اي كاش ميشد بدوني                                از تو نگاهم بخوني

 

قصه بودنت را برام از نو بخوني

 

بي تو دلم خون ميشه اگه نياي كنارم                       با تو هر جا باشم ديگه غمي ندارم

 

 


 

آپ دیت بعدی معلوم نیست کی باشه

 


 

به بهاره جونم

 

اگه شك داري روي عكس موس را نگه دار

 

ببين چي مي نويسه

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 23:7  توسط بابک  | 

سالگرد وفات ایت الله خمینی را به عام مسلمانان تسلیت عرض می کنم



+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 23:59  توسط بابک  | 

هر وقت دلم تنگ میشه میرم پشت ابرها زار زار گریه می کنم .

پس هرموقع دیدی داره بارون میاد بدون دلم برات تنگ شده.

Babak

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 7:1  توسط بابک  | 

نگرونم ،نگرونم كه رو حرفات پا بذاري                           كوله بارتُ ببندي منو تنها بذاري

نگرونم ،نگرونم نكنه بري از اينجا                                 بري بي هوا يه روزي،دل منو جا بذاري

مي دوني بودن تو برام مثال نفس                                   تو نباشي دنيا مثل ميله هاي قفس

اگه از هركي يه آرزو بر آورده كنم                                 واسه خوش بختي فقط بودن تو برام بسه

 

اگه آهنگش را مي خواهيد توي ادامه مطلب لینک شده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 14:36  توسط بابک  | 

این هم برای تشکر از اونی که میدونه خیلی می خوامش و تازگی هم به دیدنم میاد

بهاره

( بهاره )

بهاره جون مي خوام يه دروغ بهت بگم:

نيازي نيست كه بنويسم خودت ميدوني ديگه ... .

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 0:29  توسط بابک  | 

کاش مي دانستيم زندگي کوتاست کاش از ثانيه هاي زندگي لذت مي برديم کاش قلبي رو براي شکستن انتخاب نمي کرديم کاش همه را دوست داشتيم کاش معني صداقت را ما هم مي فهميديم کاش هيچ کودک فقيري ديگر خواب نان تازه وداغ را نمي ديد کاش دلهايمان دريايي مي شد کاش مي فهميديم زندگي زيباست و لذت مي برديم تا نهايت کاش ميدانستيم که ما نمي دانيم فردا برايمان چه اتفاقي مي افتد کاش بهانه اي براي ناراحت کردن دلهاي زخم خورده نبود.

 


من گوهري عزيز تر از دل نداشتم . آن را به نقد عشق گروگان گذاشتم . ديگر چه طلب كني اي دلستان ، كه جز آنكه دادمت دل ديگري نداشتم.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 0:13  توسط بابک  | 

من می خوام با یک نگاهت  باز دوباره جون بگیرم

جون بگیرم ولی هربار باز به عشق تو بمیرم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 1:25  توسط بابک  | 

آمدنت را چشم انتظارم

از کدامین سو می آیی؟

با کدامین پرستو به آشیانه بازخواهی گشت؟

درکدامین فصل شکوفا می شوی؟

ودرکجای زمین خانه خواهی داشت؟

کاش موسم آمدنت پیدا بود!

وزمین گلباران می شد از عطر قدمهایت!

ودریا پر میشد ازمهربانی نگاهت!

آسمان میبارید به ذوق،

وخورشید خنده میکرد به روز،

وشب مهتاب را میهمان میشد،

کاش میدانستم مسافر کدامین جاده ای؟

تاظلمت را به انتظار آمدنت نورباران میکردم

وخورشید را تا نیمه ی روز بدرقه

کاش میدانستم مسافر کدامین جاده ای؟

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 0:10  توسط بابک  | 

مي خواهم که با اين بالهاي پر غرورم به سوي تو پرواز کنم و دستان گرمت را در دست بگيرم .

کاش تو اي آسمان من ، دل آبيت ابري شود و از گونه هايت اشک بريزد تا شايد قطره اي از اشکهايت بر گونه هاي من بريزد تا احساس آرامش و عاشقي کنم .

 کاش تو اي ستاره من ، فرشته اي بيايد و تو را در سبد بگذارد و آن سبد پر از عشق و محبت را به من هديه دهد

کاش اي خورشيد من ، کاش غروب عاشقي زودتر فرارسد تا زماني که در پشت کوهها

مي روي من در کنار یارم باشم

 


اعتراف خواهم کرد : من بریده بودم باز در اسارت تردید بین ماندن و پرواز.

در پی کسی بودم یک خدای بی همتا. یک نفر که دریابد روح خسته ی ما را .

انچه در پی اش بودم رد عشق و گرما بود.

در مسیر من اما (( رد درد )) پیدا بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 2:52  توسط بابک  | 

امشب هم خوب سرکارم گذاشتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 2:49  توسط بابک  | 

ترکه تو يه عمليات تروريستي خودشو با يه کايت ميزنه به کاخ سفيد،،، آمار که ميگيرن ميبينن صد نفر کشته شدن ! نود و نه نفر از خنده يه نفرم خود ترکه

                                                          


گاه يک لبخند آنقدر عميقق ميشود که گريه ميکنم.گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم.گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند.گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم.

                                                      


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 23:21  توسط بابک  | 

گفتم اي يار                            گفتي زهر مار

گفتم اي نور                           گفتي مردشور

گفتم از عشقت بيمارم            گفتي به من چه مگر من پرستارم

گفتم دوستت دارم                  گفتي خفه شو

گفتم عاشقتم                       گفتي خفه شو

گفتم مي خوام بيام خاستگاري گفتي :جدي ميگي؟   گفتم خفه شو

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 0:36  توسط بابک  | 

بابك

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 0:5  توسط بابک  | 

گرچه آب رفته باز آید به رود                          ماهی بیچاره اما مرده بود

زین پس هم آشیانت هرکس است          باش با او " یاد تو مارا بس است

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 0:1  توسط بابک  | 

 


#FFFFFF